پیدا کردن انرژی درونی
انرژی چیست
انسان دارای دو بعد مادی و معنوی یعنی جسم و روح است
انرژی همیشه هست
قانون بقای انرژی میگه (انرژی نه به وجود میاد و نه از بین میرود، بلکه از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشود)
قانون انرژی به چیزی درون ما اشاره میکند که در ارتباط با جهان اطراف ما هست.وقتی ما انرژی درونی خود را در موضوعی مصرف میکنیم، جدا از اینکه به نتایج دلخواه برسیم یا نه، طبق قانون بقای انرژی فقط آن را در راهی به کار گرفته ایم. این انرژی مصرف شده از بین نمی رود، بلکه در جایی دیگر به ما باز می گردد و دوباره استفاده می شود. درست مثل سرمایه گذاری کردن.
شما انرژی خود را برای موضوعی یا کاری خاص هزینه می کنید و این انرژی بدون اینکه ذره ای هدر رفته یا از بین برود، در زمانی لازم باشد، در حوزه ای دیگر به شما بر میگردد، حتی اگر خودتان هم متوجه نشوید و ندانید که دقیقا در کجا و به چه شکلی دوباره به شما بازگشته است.
در واقع شما در درونتان بانکی با سرمایه های انرژی دارید که به شکل های مختلف در جاهای گوناگون به کار انداخته اید
مثال : بازیکنی که علی رغم تلاش زیاد در مسابقه بدمینتون شکست می خورد.
معادله کار و انرژی
معادله کار و انرژی در فیزیک می گوید: (انجام کار،متناسب با مصرف انرژی است.) مانند اینکه شما یک ماشین اسباب بازی داری که وقتی حرکت می کند انرژی باتری مصرف میشود. اما جادوی انرژی در انسان به گونه ای است که هرچه ماشین حرکت می کند انرژی تولید می کند و باتری شارژ می شود. یعنی ( انجام کار به معنای مصرف انرژی درونی نیست، بلکه بر عکس می تواند انرژی درونی شما را افزایش دهد) در واقع با انجام بعضی از کارها سطح انرژی درونی افزایش پیدا می کند.
وقتی انجام کاری به پایان می رسد و نتیجه مطلوب دارد، انرژی درونی تان افزایش می یابد.
در واقع اگر انرژی درونی ما زیاد باشد، می توانیم بیش از ظرفیت و توان جسمانی مان کار انجام دهیم.
مانند مادری که با توجه به نداشتن توان جسمی اگر فرزندش مورد آزار و اذیت قرار بگیرد برای محافظت از او مثل شیر حمله میکند.
انرژی هر چه درونی تر باشد قوی تر است.
در واقع قانون انرژی درونی با معادله فیزیکی کار و انرژی هماهنگی ندارد و می گوید فعالیت های جسمانی هرچند مصرف انرژی زیادی دارند ولی می توانند انرژی درونی را افزایش دهند و انرژی درونی می تواند ضعف جسمانی را پوشش دهد تا برای انجام کارهایمان آماده تر شویم.
انرژی درونی چگونه ساخته می شود؟
ذهن انسان در طول روز در معرض داده های زیادی است که از طریق حواس پنجگانه و محیط اطراف به طور نا خود آگاه و دائمی دریافت می کند. مغز انسان نمی تواند تعداد بی شماری داده ورودی را بپذیرد، پس آنها را اولویت بندی کرده و داده های اضافه را حذف می کند.
حال چگونه این داده ها تبدیل به انرژی می شود؟
در ذهن ما داده های محیطی از فیلتر باورها می گذرد. فیلتر باورها داده های ورودی را گزینش می کند و به مغز می فرستد. سپس مغز با کمک نگرش های فرد این داده ها را پردازش و تحلیل نموده و انرژی درونی تولید می کند.
الگوی ساده تولید انرژی در سه مرحله:
- دریافت بی شمار داده، پالایش آنها در فیلتر باورها و عبور داده های پالایش شده به مغز.
- پردازش و تحلیل داده های فیلتر شده در مغز (عامل ایجاد انرژی )
- تولید انرژی و ذخیره سازی
داده هایی که از فیلتر باورها می گذرند، در مغز پردازش و تحلیل می شوند تا به انرژی تبدیل شوند.هر فکر و احساسی هم انرژی خاص خودش را دارد.هرچقدر یک ذهن در تفسیر امور مثبت اندیش تر و خوشبین تر باشد، بهتر می تواند از فرصت ها استفاده کرده و هر مانع و چالشی را به یک فرصت ناب برای رسیدن به اهدافش تبدیل کند. به بیان دیگر، می توانید از ورودی های منفی نیز انرژی تولید کنید.
به طور کلی تولید انرژی از افکار و باورها به این معنی است که شما حتی اگر مواد اولیه یا داده مناسبی از محیط نداشته باشید، باز هم می توانید در مسیر تولید انرژی محصولی خوب دریافت کنید.
انرژی های درونی با تفسیر های ذهنی ما در ارتباط هستند.
مدیر انرژی درونی تان باشید
با سر و سامان دادن به انرژی هایتان می توانید کارایی و توانمندی هایتان را در انجام کار افزایش دهید و مانع اتلاف یا هدر دادنش شوید. اگر مدیریت خوبی داشته باشید می توانید انرژی دهنده ها را تقویت کنید و از انرژی گیرنده ها فاصله بگیرید.
مدیریت انرژی یا زمان؟
سوال: مدیریت زمان برای استفاده از انرژی ؟ یا مدیریت انرژی برای بهره برداری بهتر از زمان؟ کدام راهکار ارجح تر است؟
برای بهره بردن از انرژی درونی باید بتوانید او را مدیریت کنید . حال ابتدا لیستی از کارهایی که باید انجام دهید را مشخص کنید. شروع و پایان کارها را هم تنظیم کنید. آیا شما می توانید به زمان های تنظیم شده وفادار باشید؟ گاهی کاری فوری پیش می آید و گاهی حال و حوصله آن کار را ندارید و… پس با این اوصاف که نمی شود زمان را مدیریت کرد. ما نمی توانیم جلوی گذر زمان را بگیریم و کنترل زمان را داشته باشیم ولی پیوسته دغدغه مدیریت زمان را داریم.
مدیریت انرژی برای این است که سطح انرژی تان را پیوسته بالا نگه دارید و اصطلاحا باتری تان را شارژ کنید. اگر به جای مدیریت زمان که در اختیار شما نیست انرژی تان را مدیریت کنید چه اتفاقی می افتد؟
در واقع اگر شما هنگام کاری خسته و بی حوصله باشید، گذر زمان برایتان کند و سخت می گذرد، ولی اگر سرشار از انرژی باشید، گذر زمان را احساس نمی کنید و حتی ممکن است به خودتان بگویید برای من مثل چشم بر هم زدن گذشت.
در هر دو صورت زمان تغییر نکرده است، بلکه وضغیت انرژی درونی شما بوده که نحوه ادراکتان را از زمان تعیین کرده است.
درک شما از زمان کاملا وابسته به سطح انرژی تان است.
ابزارهای مدیریت انرژی
ابزار خود آگاهی از سطح انرژی و شناخت انرژی دهنده ها و انرژی گیرنده ها برای مدیریت انرژی ضروری هستند.شما برای استفاده از انرژی های درونی تان باید بتوانید آنها را بشناسید.
خودتان را مطالعه کنید تا به خودآگاهی برسید
وجود شما مانند یک کتاب است که فقط خودتان می توانید آن را باز کنید و بخوانید. این کتاب مثل یک نسخه گنج است که وقتی بازش کردید کلماتش ظاهر و قابل خواندن می شود . این کتاب دو بخش اصلی دارد: جسم و روان
وقتی به خودآگاهی برسید کاملا آماده شناخت انرژی دهنده ها و انرژی گیرنده ها یتان هستید.همین که بتوانید آنها را تشخیص بدید، می توانید برای تقویت یکی و کنارزدن دیگری عمل کنید.
بعضی ها فکر می کنند رفاه و شادی و موفقیت های مالی و ارتقا پست و مقام انرژی دهنده هستند . اما این طور نیست!
بعضی اوقات انرژی دهنده ها چیزهایی هستند که تصویری از انرژی دهندگی شان نداریم: مثل شروع کردن، ریسک کردن، شکست خوردن و تاب آوردن، اقدام های کوچک و مانند آنها و…..
حالا مدیر خودتان هستید
- اگر شما بتوانید خودتان را رصد کنیدبه انرژی دهندهایی می رسیدکه کاملا شخصی هستند.
- یکی با دیدن فیلم انرژی اولیه میگیرد
- یکی با شنیدن موسیقی مورد علاقه
- و یکی با قدم زدن در جنگل یا کنار دریا
- گاهی اوقات از خانواده و دوستانمان انرژی می گیریم
اما منشا اصلی انرژی درونی است و هر چه انرژی درونی تر باشد قوی تر است.
مثال: دسته ای از افراد کارشان را صرفا منبع درآمد می دانند.این افراد فقط به آخر ماه و حقوق و اضافه کار و پاداش فکر میکنند. این افراد اگر در شرایط مشکل قرار بگیرند به نوعی از زیر کار در می روند و احیانا اگر خللی در درآمدشان پیش بیاید کاملا دست از کار می کشند.
دسته دیگر از افراد نیز وجود دازند که در انجام کار و وظایف به انرژی درونی متکی هستند. آنها پروسه کارشان را تا رسیدن به هدف در هر شرایطی پی می گیرندو با گذشتن از سختی های مسیر قدرت و انرژی بیشتری به دست می آورند،به گونه ای که در کمنر از پنج سال حد اقل دو برابر موقعیت فعلی خود رشد می کنند و درآمدشان قابل مقایسه با گروه اول نیست.
انرژی درونی یک شخصیت قائم به ذات است . اگر منشا انرژی مان درونی باشد، محیط نا مناسب نمی تواند آسیبی به ما برساند و البته نباید هم اجازه دهیم کسی از دنیای بیرون انرژی ما را از بین ببرد.
از انرژی درونمان محافظت کنیم
مثال کارتون گالیور: من میدونم که نمیشه
علت اصلی تفتوت گالیور و گلام، در نگرش آنها به وقایع و توانایی هایشان بود.
هر چه قدر ذهن و نگرش شما به امور مثبت اندیشانه باشد، جادوگر انرژی هم انرژی سازنده را در اختیارتان قرار می دهد.